تبلیغات
شرکت تعاونی دهیاران روداب سبزوار - سالروز ازدواج فاطمه زهرا (س) و امام علی (ع) مبارک باد.
 
 
 
پیغام نویسنده وبلاگ :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی، به وب سایت من خوش آمدیدخوشحال می شم برای هرچه بهتر شدن مطالب وب سایت، از نظرات و پیشنهادات سازنده شما استفاده کنم. از شما تقاضا می کنم در بهتر شدن كیفیت مطالب، یاری ام کنید. ممنونم از لطفتون
 
ساعت : 10:54 ق.ظ
نویسنده : چمران

علی به خواستگاری آمد و قصد آمدن را بیان کرد. پیامبر (ص) فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگیرم. پیغمبر نزد فاطمه (س) رفت، فرمود: دخترم! علی بن ابی طالب (ع) را به خوبی می شناسی برای خواستگاری آمده است. آیا اجازه می دهی ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چیزی نگفت. پیغمبر چون آثار خشنودى را در چهره او دید, گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضایت دانست .

رسول اكرم (ص) پس ازكسب اجازه, به نزد علی آمد و با لبی خندان گفت: یا علی! آیا برای عروسی چیزی داری؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یك شمشیر، یك زره و یك شتر. فرمود: تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد كنی، شمشیر از لوازم و احتیاجات ضروری تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی و باید به وسیله آن امور اقتصادی خود و خانواده ات را تأمین كنی، تنها چیزی كه می توانی از آن صرف نظر كنی, همان زره است. من هم به تو سخت نمی گیرم و به همان زره اكتفا می نمایم.

خطبه عقد

پیامبر (ص) به بلال دستور داد که مهاجر و انصار را در مسجد گرد آورد. همگی در مسجد جمع شدند. پیامبر بر منبر مسجد نشست و در حضور شاهدان، خطبه عقد برترین بانوی اسلام را در مسجد مدینه جاری فرمود. و سپس دعا نموده و گفتند: «خداوند برای شما مبارک گرداند و اجتماعتان را پاینده بدارد».

مذاكره عروسی:

روزی عقیل پیش امام علی (ع) آمد و گفت: برادر جان! چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمی كنی كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسیله عروسی شما، چشم ما روشن گردد؟ امام علی (ع) پاسخ داد: خیلی میل دارم عروسی كنم اما از رسول خدا خجالت می كشم. عقیل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بیا تا خدمت پیغمبر (ص) برویم. علی با برادرش عقیل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بین راه به «ام ایمن» برخورد كرده جریان را برایش گفتند. ام ایمن گفت: اجازه بدهید من با رسول خدا در این باره صحبت كنم. ام سلمه و سایر زنان از قضیه خبردار شدند و خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله مشرف گشتند. ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدایت شود یا رسول الله! برادر و پسر عموی شما میل دارد همسرش را به منزل ببرد. فرمود: پس چرا خودش در این باره صحبتی نمی كند؟ عرض كرد: از كمروئی اوست. پیغمبر (ص) به ام ایمن فرمود: علی را نزد من حاضر كن. وقتی علی (ع) خدمت پیغمبر مشرف شد, فرمود: یا علی! آیا میل داری همسرت را به منزل ببری. عرض كرد: آری یا رسول الله. فرمود: خدا مبارك كند، همین امشب یا فردا شب وسائل عروسی را فراهم می كنم. سپس به همسرانش فرمود: اطاقی را برای فاطمه فرش كنید تا مراسم عروسی را برگزار كنیم .

ولیمه عروسی:

حضرت رسول (ص) 10 درهم از پول فروش زره,  به علی (ع) داد و فرمود: یا علی! با این پول مقداری روغن و خرما و کشک تهیه کن. طبق دستور حضرت, آنها را خریده و به نزد ایشان آورد. پیامبر خود نیز گوسفند چاقی تهیه نمود. حضرت سفره چرمی خواست، آستین بالا زد و از آن خرما و کشک و روغن, غذایی تهیه نمود. آنگاه به علی (ع) فرمود: هر کس را که می خواهی دعوت کن. علی (ع) می فرماید:  به مسجد رفتم, دیدم جمع کثیری از صحابه در مسجد حضور دارند. از اینکه گروهی را دعوت کنم و عده ای را دعوت نکنم شرمگین شدم، لذا گفتم: ای مردم! همگی برای صرف ولیمه فاطمه بیائید. مردم بلند شده و به راه افتادند و من از کثرت جمعیت و کمی غذا خجالت می کشیدم. چون رسول خدا (ص) از این مطلب آگاه شد، فرمود: علی جان! من از خدا می خواهم که این غذا برکت دهد. پس تمام آن جمعیت از آن غذا خوردند و سیر شدند در حالی که چیزی از غذا کم نشد.

جهیزیه فاطمه زهرا (س)

1پیراهن عروس ، به قیمت هفت درهم .

2 عبا چادر قُطوانى كوفه اى .

3 پوشیه ، براى پوشش صورت از دید نامحرمان .

4 رو انداز سیاه رنگ .

5 تخت خواب ، جهت ایمنى از حیوانات گزنده .

6 دو عدد گلیم كتانى مصرى .

7 چهار عدد بالش و متكّا، كه درون آن ها از گیاهان خشك و خوشبو پر شده بود.

8 یك عدد پرده نازك از جنس پشم .

9 یك قطعه حصیر، از اطراف بَحرین قَطَر .

10 دستاس ، جهت آرد كردن گندم و.... از سنگ ساخته شده بود.

11 قدح و طشت مِسّى ، براى خمیر كردن آرد و شستن لباس .

12 ظرف آب مشک ، كه از پوست بزغاله بود.

13 قدحى چوبى براى شیر و دوغ .

14 مشک كهنه ، جهت سرد شدن آب .

15 آفتابه و لگن .

16 بستو سبز رنگ ، جهت روغن و ... .

17 كترى سفالى ، شبیه آفتابه .

18 فرش از پوست حیوان ، جهت نشستن .

19 مشک آب ، براى كارهاى متفرقه

در شب عروسی، وقتی آفتاب غروب کرد, رسول خدا دستور داد فاطمه را برای رفتن به خانه شوهر آماده کنند و به زنان مهاجر و انصار و دختران عبدالمطلب فرمود؛ او را همراهی کنند و با خوشحالی شعر بخوانند و تکبیر بگویند، ولی چیزی را که موجب ناخشنودی خداوند است به زبان نیاورند.

فاطمه (س) را سوار ناقه‏ای کردند و زمام آن را سلمان در دست گرفت. رسول خدا و حمزه و عقیل و جعفر و افراد دیگری از اهل بیت, به دنبال ناقه عروس به راه افتادند. در این هنگام جبرئیل و میکائیل و اسرافیل با جمع زیادی از ملائکه به زمین نازل شدند. جبرئیل تکبیری سر داد. میکائیل و اسرافیل، و سپس همه ملائکه تکبیر گفتند. رسول خدا هم تکبیر گفت و سلمان هم پس از او تکبیر گفت، و به این ترتیب، تکبیر گفتن در شب عروسی « سنت » شد. وقتی به خانه علی  (ع) رسیدند، رسول خدا چادر را از صورت زیبای زهرا (س) کنار زد و دست او را گرفت و در دست علی (ع) گذاشت و فرمود:«خداوند به تو مبارک گرداند. ای علی، فاطمه برای تو همسری خوب است و ای فاطمه، علی هم برای تو خوب شوهری است؛ به خانه خود بروید.

برگرفته شده از http://sedighe.ir

 


 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot issues شنبه 25 شهریور 1396 09:25 ب.ظ
Amazing! Its truly awesome paragraph, I have got
much clear idea about from this paragraph.
Why do they call it the Achilles heel? پنجشنبه 9 شهریور 1396 03:40 ب.ظ
Hello all, here every one is sharing these familiarity, therefore
it's fastidious to read this web site, and I used to visit
this blog everyday.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر